X
تبلیغات
اشعار ماندگار
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 3 بهمن1392 توسط عزیز |





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 2 بهمن1392 توسط عزیز |

وقتي يه دختر بخاطر يه پسر اشک ميريزه ،

يعني واقعا دوسش داره...

اما ....وقتي يه پسر بخاطر يه دختر اشک بريزه ،

يعني ديگه هيچوقت نميتونه کسيو مثل اون دوست داشته باشه ....


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 تیر1392 توسط عزیز |

يه چيز خييييليييييييييييييييي جالب ...

999966999999666999999666996666666996666699999666669966666699
699669999999969999999966699666669966669966666996669966666699
699666999999999999999666669966699666699666666699669966666699
699666669999999999996666666996996666699666666699669966666699
699666666699999999666666666699966666669966666996666996666996
999966666666999966666666666699966666666699999666666669999666


همه شماره هاي بالا را با هم انتخاب كنيد

Ctrl + F     را بزنيد بعد شماره  9  را بزنيد

حالا      Ctrl + Enter      را بزنيد


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 16 تیر1392 توسط عزیز |

xil39wai2ek8vjz8akn3.jpg



نوشته شده در تاريخ جمعه 10 خرداد1392 توسط عزیز |

پیشنهادم اینه که اول دانلودش کنید تا بزرگتر بتونید ببینیدش بعد

به چهار نقطه سیاه در مرکز شکل به مدت یک دقیقه خیره بشید

بعد چشمتون رو ببندید و به یه جای روشن نگاه کنید ( مثل دیوار )

حالا تند تند پلک بزنید و بگید چی میبینید؟


http://www.illusions.org/dp/files/1-54.gif


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 10 اردیبهشت1392 توسط عزیز |
در نمازم خم ابروي تو در ياد آمد                    حالتي رفت که محراب به فرياد آمد

از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار     کان تحمل که تو ديدي همه بر باد آمد

باده صافي شد و مرغان چمن مست شدند      موسم عاشقي و کار به بنياد آمد

بوي بهبود زاوضاع جهان مي‌شنوم                  شادي آورد گل و باد صبا شاد آمد

اي عروس هنر از بخت شکايت منما                حجله حسن بياراي که داماد آمد

دلفريبان نباتي همه زيور بستند                  دلبر ماست که با حسن خداداد آمد

زير بارند درختان که تعلق دارند                   اي خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد

مطرب از گفته عاشق غزلي نغز بخوان               تا بگويم که ز عهد طربم ياد آمد




71530_fyeozbvv.jpg

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 8 فروردین1392 توسط عزیز |


رسيد مژده که ايام غم نخواهد ماند       به زنده رود ، اثر از آب و نم نخواهد ماند

چنان نماند و چنين نيز هم نخواهد ماند     ز اعتقاد بشر ، جز قسم نخواهد ماند

من ار چه در نظر يار خاکسار شدم              رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند


چو پرده دار به شمشير ميزند همه را         کسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند

سرود مجلس جمشيد گفته‌اند اين بود      که جام باده بياور که جم نخواهد ماند

غنيمتي شمر اي شمع وصل پروانه         که اين معامله تا صبحدم نخواهد ماند

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 4 فروردین1392 توسط عزیز |


اينجا کجاست...؟؟؟

اينجا ايران است


کتاب ،
دکور است                           روزنامه ، تبليغات است

آزادي ، ميدان است                    جمهوري ، خيابان است

استقلال ، تيم است                          شعار ، آسان است

شعور ، ناياب است                 پينه‌هاي دست ، عار است

پينه بر پيشاني ، افتخار است              دروغ ، حلال است

شادي ، حرام است                          اعدام ، اصلاح است

اصلاح ، فساد است          دانا ، افسرده و در زندان است

درد مردم ، بي‌درمان است             ايمان ، براي نان است

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1 فروردین1392 توسط عزیز |

زندگي كن و لبخند بزن به خاطر آنهائي كه با لبخندت زندگي ميكنند

از نفست آرام ميگيرند
، به اميدت زنده هستند و با يادت خاطره ميسازند

نميدانم در زندگيت بهترين چگونه معنا ميشود

من همان بهترين را برايت آرزومندم

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 20 اسفند1391 توسط عزیز |
با تو هستم  اي قلم
           

تو اي همراه و اي همزاد من

سرنوشت هر دومان حيران بازيهاي زشت سرنوشت

شعرهايم را نوشتي

دست خوش

اشكهايم را كجا خواهي نوشت


hjhg.jpg


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 20 اسفند1391 توسط عزیز |

از کودک فال فروشی پرسيدم چه ميکنی؟

گفت از حماقت انسانها تکه ناني در میآورم

اينها از منی که در امروزم مانده ام

فردايشان را میخواهند !!!

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 اسفند1391 توسط عزیز |

تو هديه زيباي خدائي ، اي صبر            با هر دل خسته آشنائي ، اي صبر

 گفتند همانکه غم دهد صبر دهد      غم  آمده پس تو کي ميائي اي صبر؟


111.jpg


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 29 بهمن1391 توسط عزیز |

مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید      و ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید

از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش              زده‌ام فالی و فریاد رسی می‌آید




روي لينك بلا كليك كنيد وقتي داخل شديد


كليك كنيد و موس رو تكون بديد حالا

هر چي كه مي بينيد با عشق به شما


 دوستاي نازنينم تقديم مي كنم

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 بهمن1391 توسط عزیز |

امروز روز خوبي بود فردا بخير بگذره آدم از يه ساعت ديگشم خبر نداره

شايد قانون زندگيه و ما چيزي نميدونيم . بهر حال : همينه كه هست

درخت يه پا داره


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 19 بهمن1391 توسط عزیز |

براي مشاهده مطالب

كليك كنيد

45.gif




ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه 14 بهمن1391 توسط عزیز |

دانلود بهترينهاي كامپيوتر و موبايل

يه سري نرم افزار براتون تهيه كردم كه بنظر خودم حرف ندارن فرصت بشه

لينكها رو بيشتر ميكنم نظر بدين و هر چي لازم دارين بگين تا براتون بذارم

تا شمام حالشو ببرين
45.gif



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 فروردین1391 توسط عزیز |

کاش‏ ‏میشد‏ ‏بچگی‏ ‏را‏ ‏زنده‏ ‏کرد     کودکی‏ ‏شد‏ ‏کودکانه‏ ‏گریه‏ ‏کرد‏

 ‏شعر‏ ‏قهرقهر‏ ‏تا‏ ‏قیامت‏ ‏را‏ ‏سرود‏      ‏آن‏ ‏قیامت‏ ‏که‏ ‏دمی‏ ‏بیشتر‏ ‏نبود‏

 ‏فاصله‏ ‏با‏ ‏کودکیهامان‏ ‏چه‏ ‏کرد؟‏   کاش‏ ‏میشد‏ ‏کودکانه‏ ‏گریه‏ ‏کرد



= (6).jpg


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 فروردین1391 توسط عزیز |

دلخوشم با غزلی تازه، همینم کافیست       تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست

قانعم، بیشتر از این چه بخواهم از تو         گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست

گله ای نیست، من و فاصله ها همزادیم   گاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست

فکر کردن به تو یعنی غزلی شورانگیز    که همین شور مرا ، خوب ترینم کافیست


531328_449247075090107_379055611_n.jpg


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 4 مهر1389 توسط عزیز |
براي تست گرفتن از هوش خود

كليك كنيد

100118_150.jpg




ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 خرداد1389 توسط عزیز |

روی آن شیشه تب دار تو را (ها) کردم         اسم زیبای تو را با نفسم جـــــــا کردم

شیشه بد جور دلش ابری و بارانی شد      شیشه را یک شبه تبدیل به دریــا کردم

با سرانگشت کشیدم به دلش عکس تو را        عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 خرداد1389 توسط عزیز |
 

دكتر روانشناسي بود كه هر كس مشكلات روحي و رواني داشت به مطبش مراجعه ميكرد و ايشان با تبحر

خاصي بيماران را مداوا ميكرد و آوازه اش تو همه شهر پيچيده بود.

يك روز بيماري به مطب اين دكتر آمد كه از نظر روحي به شدت دچار مشكل بود ،دكتر بعد از كمي صحبت به

ايشان گفت در همين خيابان تئاتري هست كه يك دلقك برنامه هاي شاد و خيلي جالبي اجرا ميكنه معمولا

بيماراني كه به من مراجعه ميكنن و مشكل روحي شديدي دارن رو به اونجا ارجاع ميدم و توصيه ميكنم به ديدن

برنامه هاي اون دلقك برن و هميشه هم اين توصيه كارگشا بوده و تاثير بسيار خوبي روي بيماران من داره شما

هم لطف كنيد به ديدن تئاتر بريد و از برنامه هاي شاد اين دلقك استفاده کنيد تا مشكلات روحيتون حل بشه.

بيمار گفت: آقاي دكتر من همان دلقكي هستم كه در آن تئاتر برنامه اجرا ميكنم.

هميشه هستند آدم هايي كه در ظاهر شاد و خوشحال به نظر ميرسن و گويا هيچ مشكلي در زندگي ندارن،

غافل از اينكه داراي مشكلات فراواني هستند ،اما نه تنها اجازه نميدن ديگران بفهمند بلكه با رفتارشون باعث از

بين رفتن ناراحتي و مشكلات ديگران نيز ميشن

 

چنان دلگيرم از دنيا، که خود را هم نميخواهم

به اين زخم دل خونين دگرمرهم نميخواهم

همه نامهربانانند در اين دنياي بي منظور

چنين شد حاصل عمرم ...

که جز مرگم نميخواهم

 

نوشته شده در تاريخ جمعه 21 خرداد1389 توسط عزیز |
  پسري يه دختري رو خيلي دوست داشت که توي يه سي دی فروشي کار ميکرد. اما به دخترک در

مورد عشقش هيچي نگفت. هر روز به اون فروشگاه ميرفت و يک سي دي مي خريد فقط بخاطر

صحبت کردن با اون... بعد از يک ماه پسرک مرد... وقتي دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر

پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد... دخترک ديد که هیچ کدوم از سي دي ها باز

نشدند... دخترک گريه کرد و گريه کرد تا مرد... ميدوني چرا گريه ميکرد؟ چون تمام نامه هاي عاشقانه

اش رو توي جعبه سي دي ميگذاشت و به پسرک ميداد


ز غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد           عجب از محبت من که در او اثر ندارد

ای که دور از من ودر یاد منی                   با خبر باش که دنیای منی

شادیت شادی من                      غصه ات غصه ی من

قلب من خانه ی تو        خانه ات قبله من  

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 خرداد1389 توسط عزیز |


آنچه که مينويسم فرياد در هم شکسته روح من است اين نوشتن را بخاطر فاصله اي که از زندگي

حقيقي ام گرفته ام آغاز ميکنم اين غوغاي شبانگاهي وجودم است که مرا در اين نيمه شب وادار به

نوشتن کرده است الماس وجودم خالي از شراب محبت است و کسي نيست که احساس مرا درک

کند حال با نوشتن اين چند سطر همچون کبوتران سبکبال احساس سبکي ميکنم و همانند قاصدکی

خسته در خیال کوچه هاي غريب و خاموش منتظر باد هجرانم خوفناکترين تنهائي از آن من است به

اميد لحظه اي زنده ام تا سپيده دم با طلعلوء آسمان آبيش و خورشيد با روشنائي بي مثالش،راهي را

روشن کنند تا به اين بي تو بودن پايان دهم و لحظه هاي  تنهائيم را به باشکوه ترين صبح آرزوهايم

مبدل سازم


نوشته شده در تاريخ شنبه 8 خرداد1389 توسط عزیز |

بخواه به تو داده خواهد شد

جستجو کن خواهی یافت

در را بزن به روی تو باز خواهد شد

هر چند بلند و دست نیافتنی باشد

{{{ گفت پیغمبر که چون کوبی دری }}}

{{{ عاقبت زان در برون آید سری }}}

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 خرداد1389 توسط عزیز |
 

همه روزه روزه بودن                  همه شب نماز کردن

همه ساله حج نمودن                 سفر حجاز کردن

زمدینه تا به کعبه                  سرو پا برهنه رفتن

دولب از برای لبیک                به وظیفه باز کردن

به مساجدو معابد            همه اعتکاف جستن

ز ملاهی و مناهی                 همه احتراز کردن

شب جمعه ها نخفتن               به خدای راز گفتن

ز وجود بی نیازش                              طلب نیاز کردن

به خدا که هیچکس را                            ثمر آنقدر نباشد

که به روی ناامیدی                                در بسته باز کردن


( شیخ بهایی )


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 19 اردیبهشت1389 توسط عزیز |
 

جهت مشاهده اين پيامهاي واقعا زيبا

 كليك كنيد


45.gif




ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 9 اردیبهشت1389 توسط عزیز |
 

گفته بودي که چرا محو تماشاي  مني      آنچنان محو که يک دم مژه، بر هم نزني 

مژه بر هم نزنم، تا که زدستم نــــــــرود    نــــــاز چشم تو به قدر، مژه بر هم زدني

 

.jpg


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 9 اردیبهشت1389 توسط عزیز |
 

پرمعني ترين کلمه        (ما)            است آن را به کار بر

عميق ترين کلمه        (عشق)         است به آن ارج بده

بي رحم ترين کلمه       (تنفر)         است با آن بازي نکن

خودخواهانه ترين کلمه   (من)           است از آن حذر کن

نا پايدارترين کلمه        (خشم)            است آن را فرو بر

بازدارنده ترين کلمه      (ترس)        است با آن مقابله کن

با نشاط ترين کلمه        (کار)              است به آن بپرداز

پوچ ترين کلمه             (طمع)              است آن را بکش

سازنده ترين کلمه          (صبر)        براي داشتنش دعاکن

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 اردیبهشت1389 توسط عزیز |
 

مراقب افکارت باش ،         آنها  به گفتــــــــار تبديل مي شوند

مراقب گفتارت باش ،         آنها  به کــــــــردار تبديل مي شوند

مراقب کردارت باش ،         آنها  به عــــــــادت تبديل مي شوند

مراقب عادتهايـــــت باش،     آنها به شخصيت تبديل مي شوند

مراقب شخصيتت باش ،   که ســــــــرنوشت تــــــــــــــــو ست

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 6 اردیبهشت1389 توسط عزیز |
 

محتسب ، مستی به ره دید و گریبانش گرفت

مست گفت ای دوست ، این پیراهن است ، افسار نیست

گفت :  مستی ، زان سبب افتان و خیزان میروی

گفت :  جرم راه رفتن نیست ، ره هموار نیست

گفت :  میباید تو را تا خانه‌ قاضی برم

گفت :  رو صبح آی ، قاضی نیمه‌ شب بیدار نیست

گفت :  تا داروغه را گوئیم ، در مسجد بخواب

گفت :  مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست

گفت :  دیناری بده پنهان و خود را وارهان

گفت :  کار شرع ، کار درهم و دینار نیست

گفت :  آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه

گفت :  در سر عقل باید ، بی کلاهی عار نیست

گفت :  باید حد زند هشیار مردم ، مست را

گفت :  هوشیاری بیار ، اینجا کسی هشیار نیست


( پروین اعتصامی )


اسلايدر